تبليغاتX
::هيات خادمين الرضا(ع)-شهرستان رشت::
 
حضرت رضا (ع) فرمودند: بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست. « لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
 
 
 
 
 
 
به مناسبت سالگرد شهادت سید مجتبی نواب صفوی
87/10/28  |  19:51

                                      

                                          *سید لحظاتی پیش از شهادت در حال اذان گفتن*

۱-امام جمعه تهران «دكتر سید حسن امامی» پس از بازگشت نواب از مصر به ملاقات رهبر فداییان رفت و گفت: «اعلیحضرت برای تجلیل از مقام فضل و كمال آقای نواب صفوی، نیابت تولیت آستان قدس رضوی را به ایشان تفویض می‌كنند و اختیار می‌دهند كه آقای نواب صفوی درآمد آنجا را با نظر خود به مصارف شرعیه برسانند و از حمایت كامل اعلیحضرت برخوردار باشند، مشروط بر اینكه در كار سیاست مملكت هیچ مداخله‌ای نداشته باشند.» چهره نواب از خشم سرخ شد، با ناراحتی و عصبانیت به امام جمعه گفت: «پسرعمو، اینكه به شما می‌گویم‌، مكلف هستید كه عیناً به این سگ پهلوی برسانید، به او بگویید كه تو می‌خواهی مرا با دادن پست و مقام و پول فریب بدهی و خودت آزادانه، هر كاری كه می‌خواهی با دین خدا و مملكت اسلام، انجام دهی، این محال است . من یا تو را می‌كشم و به جهنم می‌فرستمت و خود به بهشت می‌روم و یا تو مرا می‌كشی و با این جنایتت باز هم به جهنم رفته و من در بهشت در آغوش اجدادم جای می‌گیرم. ولی در هر حال تا من زنده هستم امكان ندارد ساكت باشم و بگذارم تو هر كار كه می‌خواهی انجام دهی.» دكتر سید حسن امامی پس از مذاكره با نواب ناامید به نزد شاه بازگشت.
پسرعمو، اینكه به شما می‌گویم‌، مكلف هستید كه عیناً به این سگ پهلوی برسانید، به او بگویید كه تو می‌خواهی مرا با دادن پست و مقام و پول فریب بدهی و خودت آزادانه، هر كاری كه می‌خواهی با دین خدا و مملكت اسلام، انجام دهی، این محال است...

 

۲-مؤتمر اسلامی از طرف «جمعیت انقاذ فلسطین» و «مكتب الاسراء المعراج» در شب معراج پیامبر تشكیل شد. زمانیكه نواب به «بیت المقدس» رسید، این جمع كار خود را آغاز كرده بود. هدف اصلی نواب از شركت در این جلسات تهییج و دعوت سران ممالك اسلامی برای تشكیل جبهه‌ای متحد و مستحكم و اجرای احكام اسلامی بود، 70 نفر از شخصیتهای بزرگ ممالكت اسلامی در این جلسه حضور داشتند، نواب پس از بازگشت به ایران در مورد چگونگی جلسه گفت: «من فضای مؤتمر را به جای اینكه اسلامی ببینم، عربی دیدم،‌ می‌دیدم كه همه سخنرانی‌ها به این موضوع اشاره دارند كه حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی كه نوبت به سخنرانی من فرا رسید، دو ركعت نماز خواندم و گفتم: «خدایا از تو یاری می‌خواهم.» سپس به پشت تریبون رفته و گفتم: «اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرید، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است. من فرزند او هستم. همان پیامبر از جانب خدا فرمود: «انا خلقاناكم من ذكر و انثی و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا. ان اكرمكم عند الله اتقیكم.»
«حمله اسرائیل به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب، حمله به سرزمین اسلام است.» نواب در این جلسه به زبان عربی سخنرانی شیوایی بیان نمود كه سران عرب گمان كردند او مردی عرب است. او در جایگاه سخنرانی ایستاد و فریاد زد: «وقت خوردن و خوابیدن به سر رسیده، باید برای بیرون راندن بیگانگان از سرزمینهای اسلامی و برای نجات روح و فكر جوانان مسلمان و نسلهای آینده مسلمین از فرهنگ بیگانه، فداكاری و جانبازی كرد، باید جنگید تا كیان و عظمت از دست رفته را مجدداً باز یافت.» همه حضار حیرت زده به او نگاه كردند، جسارت نواب برایشان تعجب آور بود، «سوكارنو، سید قطب، استاد حسنی الهضیبی، دكتر سید رمضان، استاد محمد صواف و فرمانده نیرویاردنی كلوپ پاشا» » نیز در این مجمع حضور داشتند. سخنرانی نواب به پایان رسید. و جوانان فلسطینی فریاد زدند: «زنده باد مرد قهرمان ایران.»در این دیدار نماینده «اخوان المسلمین» از نواب درخواست كرد، تا به مصر سفر كند اما نواب به دلیل نداشتن هزینه سفر نتوانست دعوت آنان را بپذیرد.

 

۳-جلسه مؤتمر اسلامی به پایان رسیده بود. نواب به همراه سران ممالكت اسلامی برای بازدید از بخش اشغالی قدس به مرز بیت المقدس رفت. در كنار مرز، رهبر فداییان متوجه مسجد مخروبه‌ای در داخل بخش اشغالی بیت المقدس گشت. ناگهان شتابان به روی تخته سنگی ایستاد و گفت: «آن مسجد مخروبه را می‌بینید، می‌خواهیم برویم آنجا و نماز بخوانیم. هر كس آماده شهادت است با ما همراه شود.» با نوای لبیك حاضران سید از روی تخته سنگ پایین آمد و گفت: «من جلو می‌روم و شما پشت سر من بیایید.» همه به راه افتادندو نواب با دست خود سیم خاردار را پایین كشید. سربازان اسراییلی در حالیكه دستهایشان روی ماشه مسلسل بود، با تعجب به آنها نگاه می‌كردند. سران ممالكت اسلامی به فرزند پاك رسول خدا (ص) اقتدا نمودند و نواب قامت به خدای قیامت بست. نماز جماعت دولتمردان كشورهای اسلامی قیامی بود علیه مزدوران رژیم صهیونیست و نواب به یاری خدا و قدمهای محكم، رهبری این قیام را بر عهده گرفت و اینگونه «ان تنصر الله ینصركم و یثبت اقدامكم» را به تصویر كشید.
نماز به پایان رسید. نواب با جلال و شكوه در میان سران ممالكت اسلامی به محل جلسات مؤتمر بازگشت. دكتر سوكارنو از كشور اندونزی به نواب گفت: «آن زمان تحت تأثیر احساسات بودیم و الان تحت تأثیر عقل. این پسر پیغمر، فكر نكرد اگر یك سرباز اسرائیلی ماشه اسلحه‌اش را می‌چكاند، همه ما كشته شده بودیم. چرا این كار را به این صورت انجام دادی؟» نواب با لبخند به او گفت: «اتفاقاً آرزویم این بود كه در اینجا شهید بشوم، چون ما نماینده ملتهای مسلمان منطقه هستیم. ملتهای مسلمان نمی‌دانند كه در این قسمت از دنیا چه فاجعه‌ای اتفاق افتاده است. من دلم می‌خواست همه ما شهید می‌شدیم. شاید ملتهای اسلامی، تحریك می‌شدند و با شهادت ما علیه اسرائیل، قیام می‌كردند.»

 

شادی روحش صلوات...

        *گفتگوی خبرگزاری فارس با همسر بزرگوار شهید را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید*



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

پيام رهبر معظم انقلاب به آقاي اسماعيل هنيّه (نخست وزير دولت قانوني حماس)
87/10/27  |  22:44

 

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به آقاي اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانوني حماس، با اشاره به شكست و خفت ارتش مجهّز رژيم صهيونيستي در مقابل "صبر و شجاعت و فداكاري" مجاهدان دلير و مردم مظلوم غزه تأكيد كردند: ايمان و ايستادگي شرافتمندانه شما و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجيع ترين جنايات جنگي تاريخ،‌ "آمريكا، حاميان رژيم صهيونيستي و خيانتكاران و منافقان امت اسلامي" را رسوا كرده است و ضمن به اهتزاز درآوردن پرچم عزت امت اسلامي دشمن ضد بشر را هر روز دچار ذلت بيشتري خواهد كرد. متن پيام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر مجاهد جناب آقاي اسماعيل هنيّه

سلام عليكم بما صبرتم

صبر بيست روزه‌ي شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجيع ترين جنايات جنگي جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلماني كه ذلت و تسليم درباره‌ي ظلم و زور را بر نمي تابد، آنچنان قدرتي مي آفريند كه حكومتهاي جبّار و مستكبر و ارتشهاي مجهّز در برابر آن ناتوان و ذليل اند.

ارتشي كه قدرت فداكاري و شهادت طلبي شما آن را بيست روز است پاي در گل در پشت دروازه ‌هاي غزه به خفت افكنده همان است كه ظرف شش روز بخشهاي عظيمي از سه كشور عربي را زير سيطره‌ي خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعده‌ي الهي،‌ به صبر و شجاعت و فداكاري خود بباليد كه امروز همه‌ي مسلمانان به آن ميبالند. جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامي را رسوا كرده است.

امروز نه فقط ملّتهاي مسلمان، كه بسياري از ملتهاي اروپا و آمريكا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته‌ اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامه‌ي اين ايستادگي شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت و شكست خواهيد كشاند. انشاءالله

بدانيد كه "ما وَدَّعَك رَبُّك و ما قَلي" و بدانيد كه "و لَسَوفَ يُعطِيك رَبُّكَ فَتَرضَي" انشاءالله با اينحال حوادث خونين و فاجعه بار غير نظاميان فلسطيني بخصوص كودكان مظلوم و معصوم، دلهاي ما را غرق خون كرده است. حوادث ناشي از جنايتهاي غاصبان فلسطين كه هر روز چندين بار از همه‌ي كانالهاي تلويزيوني ما پخش مي شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر، بدانيد كه وعده‌ي خدا راست است كه فرمود: " وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما يُجاهِدُ لِنَفسه ..."

خيانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذين ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَيَاصِيِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتي كه بر خلاف اين عمل كند فاصله‌ي خود و ملّتش را عميق تر ميكند و سرنوشت چنين دولتهايي معلوم است. آنها نيز اگر به فكر زندگي و آبروي خودند بايد سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را به ياد آورند كه فرمود: "المَوتُ في حَياتِكُم مَقهورين وَ الحَياةُ في مَوتِكم قاهِرين" به شما و مبارزان غزه و همه‌ي مردم مظلوم و مقاوم شما درود مي فرستم و در كنار همه‌ي تلاشهايي كه دولت جمهوري اسلامي ايران در حمايت از شما وظيفه‌ي خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا ميكنم و صبر و نصرت را براي شما از خداوند عزيز قدير مسألت مي كنم.

و السلام عليكم و علي عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته

سيد علي حسيني خامنه اي

18 محرم 1430

26 ديماه 1387


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

امام مهدی(عج) از زبان علی ابن موسی الرضا(ع)
87/10/27  |  1:34
 

روزی {حسین ابن خالد} از امام رضا(ع) می پرسد:

اى فرزند رسول خدا! قائم(عج) شما اهل بيت كيست؟

 حضرت مى فرمايند:

چهارمين از فرزندان من، فرزند سرور كنيزان، كسى است كه خداوند به واسطه وى زمين را از هر ستمى پاك و از هر ظلمى پيراسته مى سازد و او كسى است كه مردم در ولادتش شك مى كنند و او كسى است كه پيش از خروجش غيبت مى كند و آنگاه كه خروج كند زمين به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در ميان مردم ميزان عدالت را برقرار كند و هيچكس به ديگرى ستم نكند واو كسى است كه زمين براى او درهم پيچيده مى شود و سايه اى براى او نباشد و او كسى است كه از آسمان ندا كننده اى او را به نام ندا كند و به وى دعوت نمايد به گونه اى كه همه اهل زمين آن ندا را بشنوند، مى گويد:{آگاه باشيد كه حجت خدا در كنار خانه خدا ظهور كرده است پس او را پيروى كنيد كه حق با او و در اوست} و اين همان سخن خداى تعالى است كه فرمود:{اگر بخواهيم از آسمان برايشان آيتى نازل مى كنيم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند}


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

متن خطبه 27 امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه....
87/10/27  |  0:51
 

اما بعد. جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند بر روى بندگان خاص خود گشوده است . جهاد جامه پرهيزگارى و جوشن استوار خدايى و سپر ستبر اوست . هر كه آن را ناخوش دارد و از آن رخ برتابد، خداوند جامه خوارى و زبونى بر او پوشاند و محنت و بلايش در ميان گيرد و دلش را در پرده دارد و به كيفر آنكه از جهاد تن زده است از حق دور افتد و كارش به مذلت كشد و از عدالت بى بهره ماند.
شب و روز، در نهان و آشكارا، شما را به نبرد با اين قوم فرا خواندم و گفتم كه پيش از آنكه سپاه بر سرتان كشند، بر آنها بتازيد. به خدا سوگند، به هيچ قومى در خانه هايشان تاخت نياوردند. مگر آنكه زبون خصم گشتند. شما نيز آن قدر از كارزار سر بر تافتيد و كار را به گردن يكديگر انداختيد و يكديگر را نصرت نداديد، تا هر چه داشتيد به باد يغما رفت و سرزمينتان جولانگاه دشمنانتان گرديد.
و اكنون ، اين مرد غامدى است ، كه با سپاه خود به شهر انبار درآمده است و حسّان بن حسّان البكرى را كشته است و مرزدارانتان را رانده است و كار را به آنجا رسانيده اند كه شنيده ام كه يكى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى ، بر زنى از اهل ذمّه و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است . و آن زن جز آنكه الله ... گويد و از او ترحم جويد چاره اى نداشته است . آنها پيروزمندانه ، با غنايم ، بى آنكه زخمى بردارند، يا قطره اى از خونشان ريخته شود، بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش ‍ كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است . اى شگفتا، به خدا سوگند، كه همدست بودن اين قوم با يكديگر با آنكه بر باطل اند و جدايى شما از يكديگر با آنكه بر حقيد دل را مى ميراند و اندوه را بر آدمى چيره مى سازد.
وقتى مى نگرم كه شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى دهند و از جاى نمى جنبيد، بر شما مى تازند و شما براى پيكار دست فرا نمى كنيد، مى گويم ، كه اى قباحت و ذلت نصيبتان باد! خدا را معصيت مى كنند و شما بدان خشنوديد. چون در گرماى تابستان به كارزارتان فراخوانم ، مى گوييد كه در اين گرماى سخت چه جاى نبرد است ، مهلتمان ده تا گرما فروكش كند و، چون در سرماى زمستان به كارزارتان فراخوانم ، مى گوييد كه در اين سورت سرما، چه جاى نبرد است مهلتمان ده تا سورت سرما بشكند. اين همه كه از سرما و گرما مى گريزيد به خدا قسم از شمشير گريزانتريد.
اى به صورت مردان عارى از مردانگى ، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده ، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى شناختمتان . اين آشنايى براى من ، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره اى نداشت . مرگ بر شما باد، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينه ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه ام را تباه ساختيد. تا آنجا كه قريش گفتند:
پسر ابوطالب مردى دلير است ولى از آيين لشكركشى و فنون نبرد آگاه نيست خدا پدرشان را بيامرزد! آيا در ميان رزم آوران ، رزمديده تر از من مى شناسند، يا كسى را كه پيش از من قدم به ميدان جنگ نهاده باشد؟ وقتى كه من به آوردگاه مى رفتم ، هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم و حال آنكه ، اكنون از شصت سالگى برگذشته ام .
آرى ، كسى را كه از او فرمان نمى برند چه راءى و انديشه اى تواند بود.

(آمار شهدای غزه از ۱۰۰۰نفر هم گذشته.

به نظر شما امام زمان (عج) در مورد ما چی فکر میکنن؟)

 

*برای مطالعه متن عربی خطبه به ادامه مطلب مراجعه نمایید*



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

انتفاضه مجازی!!!
87/10/25  |  3:35
 

 

                  شما هم سنگ بزنید!!!


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

سخنان امام رضا(ع) در عزای اباعبدالله الحسین(ع)
87/10/24  |  20:18

 

امام رضا(ع) فرموده اند:
    اگر بر چيزى گريه مى كنى بر حسين بن على گريه كن كه او را سر بريدند.
    محرم ماهى است كه مردم دوره جاهليت جنگ در آن را ناروا مى دانستند؛ ولى در اين ماه دشمنان خون ما را به ناحق ريختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت گرفتند و به خيمه هاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما، براى رسول خدا هيچ حرمتى را رعايت نكردند. عاشورا پلك هاى ما را مجروح و اشك هايمان را جارى كرد و ما از سرزمين كربلا، گرفتارى و رنج به ميراث برديم. پس بايد بر كسى همچون حسين، گريه كنندگان بگريند.


  امام رضا(ع) به دعبل توصيه مى كنند كه درباره حسين(ع) مرثيه بسرايد و به اين وسيله ائمه را يارى كند.
    آن حضرت مى فرمايد: اى دعبل، دوست دارم برايم شعر بسرايى و بخوانى، چون اين روزها، روزهاى اندوه ما اهل بيت است.شاعرانى چون فرزدق، عوف بن عبدالله، كميت، عبدالله بن كثير، دعبل و سيد حميرى كه اشعارى زيبا و سوزناك در رثاى امام حسين(ع) مى سرودند هميشه مورد توجه و تشويق ائمه(ع) بوده اند.

 

امام رضا (ع) به ربان بن شبیب فرمود : " ای پسر شبیب !‌ اگر برای چیزی گریان شدی ، بر حسین بن علی بن ابی طالب (ع) اشک ببار ، زیرا او را مانند گوسفند [ از پشت ] سر از پیکرش جدا ساختند و هجده مرد از خانواده او ، که در زمین بی مانند بودند ، همراه او کشته شدند و براستی که آسمان های هفتگانه و زیمن ها در قتل او گریستند . چهار هزار فرشته برای یاری او بر زمین فرود آمدند ، اما اجازه نیافتند . و ایشان آشفته و غبار آلود تا قیام قائم (ع) نزد قبر او هستند [ و پس از ظهور ] از یاران او هستند و شعارشان خوانخواهی حسین (ع) است " .

منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 61و 62  


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

اگر زینب نبود!!!
87/10/23  |  3:4

 

سِرّ ني در نينوا مي‌ماند اگر زينب نبود           كربلا در كربلا مي ‌ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ       پشت ابري از ريا ميماند اگر زينب نبود

چشمه ي فرياد مظلوميّت لب تشنگان        در كوير تفته جا مي‌ماند اگر زينب نبود

زخمهء زخمي‌ترين فرياد در چنگ سكوت        از طراز نغمه وا مي‌ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ    در گلوي چشمها مي‌ماند اگر زينب نبود

ذوالجناح دادخواهي بي‌سوار و بي‌لگام       در بيابان ها رها مي‌ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب        پشت كوه فتنه جا مي‌ماند اگر زينب نبود


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

اولین مجلس عزای حسینی پس از عاشورا
87/10/23  |  2:49

 

از عصر عاشورا زينب تجلى مى‏كند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئيس قافله اوست چون يگانه مرد زين العابدين(سلام الله عليه)است كه در اين وقت‏به شدت مريض است و احتياج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستور كلى پسر زياد كه از جنس ذكور اولاد حسين هيچ كس نبايد باقى بماند،چند بار حمله كردند تا امام زين العابدين را بكشند ولى بعد خودشان گفتند:«انه لما به‏» (1) اين خودش دارد مى‏ميرد.و اين هم خودش يك حكمت و مصلحت‏خدايى بود كه حضرت امام زين العابدين بدين وسيله زنده بماند و نسل مقدس حسين بن على باقى بماند.يكى از كارهاى زينب پرستارى امام زين العابدين است.

در عصر روز يازدهم اسرا را آوردند و بر مركبهايى(شتر يا قاطر يا هر دو)كه پالانهاى چوبين داشتند سوار كردند و مقيد بودند كه اسرا پارچه‏اى روى پالانها نگذارند،براى اينكه زجر بكشند.

بعد اهل بيت‏خواهشى كردند كه پذيرفته شد.آن خواهش اين بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا على مصرع الحسين‏» (2) گفتند:شما را به خدا حالا كه ما را از اينجا مى‏بريد،ما را از قتلگاه حسين عبور بدهيد براى اينكه مى‏خواهيم براى آخرين بار با عزيزان خودمان خدا حافظى كرده باشيم.در ميان اسرا تنها امام زين العابدين بودند كه به علت‏بيمارى،پاهاى مباركشان را زير شكم مركب بسته بودند،ديگران روى مركب آزاد بودند.

وقتى كه به قتلگاه رسيدند،همه بى اختيار خودشان را از روى مركبها به روى زمين انداختند.زينب(سلام الله عليها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله مى‏رساند،آن را به يك وضعى مى‏بيند كه تا آن وقت نديده بود:بدنى مى‏بيند بى سر و بى لباس،با اين بدن معاشقه مى‏كند و سخن مى‏گويد:«بابى المهموم حتى قضى،بابى العطشان حتى مضى‏» (3) .آنچنان دلسوز ناله كرد كه‏«فابكت و الله كل عدو و صديق‏» (4) يعنى كارى كرد كه اشك دشمن جارى شد،دوست و دشمن به گريه در آمدند.

مجلس عزاى حسين را براى اولين بار زينب ساخت.ولى در عين حال از وظايف خودش غافل نيست.پرستارى زين العابدين به عهده اوست،نگاه كرد به زين العابدين،ديد حضرت كه چشمش به اين وضع افتاده آنچنان ناراحت است كانه مى‏خواهد قالب تهى كند، فورا بدن ابا عبد الله را رها كرد و آمد سراغ زين العابدين:«يا بن اخى!»پسر برادر!چرا تو را در حالى مى‏بينم كه مى‏خواهد روح تو از بدنت پرواز كند؟فرمود: عمه جان!چطور مى‏توانم بدنهاى عزيزان خودمان را ببينم و ناراحت نباشم؟زينب در همين شرايط شروع مى‏كند به تسليت‏خاطر دادن به زين العابدين.

ام ايمن زن بسيار مجلله‏اى است كه ظاهرا كنيز خديجه بوده و بعدا آزاد شده و سپس در خانه پيغمبر و مورد احترام پيغمبر بوده است،كسى است كه از پيغمبر حديث روايت مى‏كند.اين پير زن سالها در خانه پيغمبر بود.روايتى از پيغمبر را براى زينب نقل كرده بود ولى چون روايت‏ خانوادگى بود يعنى مربوط به سرنوشت اين خانواده در آينده بود،زينب يك روز در اواخر عمر على عليه السلام براى اينكه مطمئن بشود كه آنچه ام ايمن گفته صد در صد درست است،آمد خدمت پدرش:يا ابا!من حديثى اينچنين از ام ايمن شنيده‏ام،مى‏خواهم يك بار هم از شما بشنوم تا ببينم آيا همين طور است؟همه را عرض كرد.پدرش تاييد كرد و فرمود:درست گفته ام ايمن، همين طور است.

زينب در آن شرايط اين حديث را براى امام زين العابدين روايت مى‏كند.در اين حديث آمده است اين قضيه فلسفه‏اى دارد،مبادا در اين شرايط خيال كنيد كه حسين كشته شد و از بين رفت.پسر برادر!از جد ما چنين روايت‏شده است كه حسين عليه السلام همين جا،كه اكنون جسد او را مى‏بينى،بدون اينكه كفنى داشته باشد دفن مى‏شود و همين جا،قبر حسين،مطاف خواهد شد.

بر سر تربت ما چون گذرى همت‏خواه كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود

آينده را كه اينجا كعبه اهل خلوص خواهد بود،زينب براى امام زين العابدين روايت مى‏كند.بعد از ظهر مثل امروزى را-كه يازدهم بود-عمر سعد با لشكريان خودش براى دفن كردن اجساد كثيف افراد خود در كربلا ماند.ولى بدنهاى اصحاب ابا عبد الله همان طور ماندند.بعد اسرا را حركت دادند(مثل امشب كه شب دوازدهم است)،يكسره از كربلا تا كوفه كه تقريبا دوازده فرسخ است.ترتيب كار را اينچنين داده بودند كه روز دوازدهم اسرا را به اصطلاح با طبل و شيپور و با دبدبه به علامت فتح وارد كنند و به خيال خودشان آخرين ضربت را به خاندان پيغمبر بزنند.

اينها را حركت دادند و بردند در حالى كه زينب شايد از روز تاسوعا اصلا خواب به چشمش نرفته است.سرهاى مقدس را قبلا بريده بودند.تقريبا دو ساعت‏بعد از طلوع آفتاب در حالى كه اسرا را وارد كوفه مى‏كردند دستور دادند سرهاى مقدس را به استقبال آنها ببرند كه با يكديگر بيايند.وضع عجيبى است غير قابل توصيف!دم دروازه كوفه(دختر على،دختر فاطمه اينجا تجلى مى‏كند)اين زن با شخصيت كه در عين حال زن باقى ماند و گرانبها،خطابه‏اى مى‏خواند.راويان چنين نقل كرده‏اند كه در يك موقع خاصى زينب موقعيت را تشخيص داد:«و قد او مات‏»دختر على يك اشاره كرد.

عبارت تاريخ اين است:«و قد او مات الى الناس ان اسكتوا فارتدت الانفاس و سكنت الاجراس‏» (5) يعنى در آن هياهو و غلغله كه اگر دهل مى‏زدند صدايش به جايى نمى‏رسيد،گويى نفسها در سينه‏ها حبس و صداى زنگها و هياهوها خاموش گشت،مركبها هم ايستادند(آمدها كه مى‏ايستادند،قهرا مركبها هم مى‏ايستادند).

خطبه‏اى خواند.راوى گفت:«و لم ار و الله خفرة قط انطق منها» (6) .اين‏«خفره‏»خيلى ارزش دارد.«خفره‏»يعنى زن با حيا.اين زن نيامد مثل يك زن بى حيا حرف بزند.زينب آن خطابه را در نهايت عظمت القاء كرد.در عين حال دشمن مى‏گويد:«و لم ار و الله خفرة قط انطق منها»يعنى آن حياى زنانگى از او پيدا بود.شجاعت على با حياى زنانگى در هم آميخته بود.

در كوفه كه بيست‏سال پيش على عليه السلام خليفه بود و در حدود پنج‏سال خلافت‏خود خطابه‏هاى زيادى خوانده بود،هنوز در ميان مردم خطبه خواندن على عليه السلام ضرب المثل بود.راوى گفت:گويى سخن على از دهان زينب مى‏ريزد،گويى كه على زنده شده و سخن او از دهان زينب مى‏ريزد،مى‏گويد وقتى حرفهاى زينب-كه مفصل هم نيست،ده دوازده سطر بيشتر نيست-تمام شد،مردم را ديدم كه همه،انگشتانشان را به دهان گرفته و مى‏گزيدند.

اين است نقش زن به شكلى كه اسلام مى‏خواهد،شخصيت در عين حيا،عفاف،عفت،پاكى و حريم.تاريخ كربلا به اين دليل مذكر-مؤنث است كه در ساختن آن،هم جنس مذكر عامل مؤثرى است ولى در مدار خودش،و هم جنس مؤنث در مدار خودش.اين تاريخ به دست اين دو جنس ساخته شد.

و لا حول و لا قوة الا بالله

پى‏نوشت‏ها:

1) بحار الانوار،ج 45/ص 61.

2) بحار الانوار،ج 45/ص 58،اللهوف ص 55،و نظير اين عبارت در مقتل الحسين مقرم، ص‏396 و مقتل الحسين خوارزمى،ج 2/ص‏39 آمده است كه تماما از حميد بن مسلم روايت مى‏كنند.

3 و 4) بحار الانوار ج 45/ص‏59.

5 و 6) بحار الانوار،ج 45/ص 108.

كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 406

نويسنده: شهيد مطهرى


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

حسین جان(ع)
87/10/17  |  19:9
 

بارد چه؟ خون! كه؟ ديده، چه سان؟ روز و شب! چرا؟
از غم، كدام غم؟ غم سلطان كربلا!
نامش چه بد؟ حسين! ز نسل كه؟ از على!
مامش كه بود؟ فاطمه! جدش كه؟ مصطفى‏
چون شد؟ شهيد شد! به كجا؟ دشت ماريه
كى؟ عاشر محرم! پنهان؟ نه، بر ملا
شب كشته شد؟ نه، روز، چه هنگام؟ وقت ظهر
شد از گلو بريده سرش؟ نى، نى، از قفا!
سيراب كشته شد؟ نه! كسى آبش نداد؟ داد!
كه؟ شمر، از چه چشمه! از سر چشمه فنا!
مظلوم شد شهيد؟ بلى! جرم داشت؟ نه!
كارش چه بد؟ هدايت! يارش كه بد؟ خدا
اين ظلم را كه كرد؟ يزيد! اين يزيد كيست؟
ز اولاد هند، از چه كس؟ از نطفه زنا
خود كرد اين عمل؟ نه، فرستاد نامه‏اى
نزد كه؟ نزد زاده مرجانه دغا
ابن زياد، زاده مرجانه بد؟ نعم
از گفته يزيد تخلف نمود؟ لا!
اين نابكار كشت‏ حسين را به دست‏خويش؟
نه، او روانه كرد سپه سوى كربلا
مير سپه كه بد؟ عمر سعد! او بريد
حلق عزيز فاطمه؟ نه، شمر بى‏حيا
خنجر بريد حنجر او را نكرد شرم؟
كرد، از چه پس بريد؟ نپذيرفت از او قضا
بهر چه؟ بهر آنكه شود خلق را شفيع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا
كس كشته شد هم از پسرانش؟ بلى، دو تن
ديگر كه؟ نه برادر!ديگر كه؟ اقربا
ديگر پسر نداشت؟ چرا داشت، آن كه بود؟
سجاد! چون بد او؟ به غم و رنج، مبتلا
ماند او به كربلاى پدر؟ نى، به شام رفت
با عز و احتشام؟ نه، با ذلت و عنا!
تنها؟ نه با زنان حرم، نامشان چه بود؟
زينب، سكينه، فاطمه، كلثوم بينوا
بر تن لباس داشت؟ بلى، گرد روزگار
بر سر عمامه داشت؟ بلى، چوب اشقيا
بيمار بد؟ بلى! چه دوا داشت؟ اشك چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
كس بود همدمش؟ بلى اطفال بى‏پدر
ديگر كه بود؟تب، كه نمى‏گشت از او جدا
از زينت زنان چه به جا مانده بد؟ دو چيز
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا!
گبر اين ستم كند؟ نه! يهود و مجوس؟ نه
هندو؟ نه! بت پرست؟ نه! فرياد از اين جفا
«قاآنى‏» است قايل اين شعرها؟ب لى
خواهد چه؟ رحمت.از كه؟ ز حق! كى؟صف جزا

حبيب‌الله قاآني


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

اباالفضل...
87/10/16  |  16:48
 

پر کرده تمام آسمان را بغضی
سنگین شده در گلوی دنیا بغضی
پر کرده از آب دستهایش را مرد
لبخند به لب نشانده اما بغضی...
او می رود و می شکند هر گامش
در دخترکی سه ساله اینجا بغضی
شمشیر بدست و چشمهایش بر اوست
یا دست خودش می شکند یا بغضی
او مانده و مشکی که به دندان دارد
مشکی که در آن نمانده الا بغضی
ای کاش...و ای کاش کمی فرصت داشت
اندازه یک گریه و حتی بغضی
حالا که بروی خاک ماهم افتاد
بالای سرش نشسته زهرا, بغضی...
در گوش تمام آسمانها امروز
پیچید صدای یا اخا با بغضی
روزی که غزل شکست پشتش چونکه
تنها شدو بی امید سقا, بغضی...
مشق شب بچه ها همین است, همین
برگرد عمو و آب...بابا... بغضی...


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

علی اکبرخمینی(ره)
87/10/16  |  15:46

 

دیشب مصادف بود با شب علی اکبر اباعبدالله(ع) هیات هم یه مهمون غریب داشت غریبی که بعد از۲۲سال اومده بود یه تلنگری بزنه به ما که چی کار دارین میکنین؟؟؟کجا دارین میرین؟؟؟ قرار بود مثلا راهمونو ادامه بدین نه اینکه با دیدن عکسهامون٬عکس ما عمل کنین...!!!منم میگفتم ما مثل شما نیستیم ما پشت سر آقامون نیستیم آقای ما خیلی غریبه.

 میگم خوش به حال امام(ره) که یارایی مثل شما داشت٫نائب امام زمان (عج) چون یاری اطراف خودش نمیبینه مظلوم شده وای بر ما که نائب حسین(ع) زمان خودمونو تنها گذاشتیم بعد هی میگیم اُف بر مردم کوفه...نمیدونم چرا به اینجا کشید مثلا قرار بود از مهمون دیشبمون بگم...

شهدا انشالله منو می بخشن فقط همینو بگم شهدا شرمنده ایم...

امشبم شب ابالفضلِ٬شب علمدار حسین(ع)

 خدایا به حق باب الحوائج ابالفضل العباس بیرق یالثارات الحسینِ(ع) سید علی(حفطه الله) مارا به دستان مهدی فاطمه(عج) برسان...

یه سر به ادامه مطلب بزنین چندتا عکس از مهمونی دیشب گذاشتم...



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

اسلام آمریکایی!!!
87/10/14  |  1:44

 چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
مقام معظم رهبری(حفظه الله)


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

سامانه پیام کوتاه هیات
87/10/13  |  0:56
 

سلام

مدتیه به همت واحد فرهنگی و انتشارات هیات سامانه پیام کوتاه به شماره ۰۹۱۱۸۳۹۸۱۷۱شروع به فعالیت کرده.شما میتوانید با ارسال ذکر (یا امام رضا(ع)) به این شماره قطعه ایی ادبی٫حدیث٬شعر و... را از امام  رئوف دریافت کنید.

پس بسم الله...

یا امام رضا(ع)


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

تحصن دانشجویان ...
87/10/11  |  17:52
 

روایت غیر رسمی از تحصن تشکل های غیر دولتی و دانشجویی

در فرودگاه مهرآباد

در وبلاگ زیر:

                           مقصد پرواز: غره


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

حسینیان
87/10/11  |  16:56
 

قال المعصوم(ع):

  الحسینیون

          دائماً فی الحرب مع

                                الیزیدین

   حسینیان همیشه در حال جنگ با یزیدیانند                   

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

یا مهدی(عج)
87/10/11  |  14:57
 

         سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم

                              یا مهدی(عج)

         حَربٌ لِمَن حارَبَکُم 

                              یا مهدی(عج)

                             


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

غزه
87/10/11  |  3:15
 

                  آری، اینک غزه کربلاست 

                                             و

                                              امروز عاشورا...

                             

                  لبیک یا حسین(ع)


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه
87/10/11  |  1:26
 

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه                                                                                          

 بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده‌ی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویق‌آمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه‌ی بزرگ،‌ یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در این دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل كند و جبهه‌ی یكپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفه‌ی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگین‌تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثه‌ی غم‌انگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سيّدعلي‌ خامنه‌اي
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

آداب محرم...
87/10/03  |  13:31

1- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله عليه و آله در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.

2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.
4- مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسين عليه السلام را با زيارت عاشورا زيارت نمايند.
5- سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نيتى خالص بر پا نمايند و اگر نمى توانند در مساجد يا منازل دوستانش به برپايى اين مراسم كمك كنند.
6- شايسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.
7- مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زيارت تسليت را بخوانند.
8- يكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اينكه اول اين ماه ، اول سال بوده و از طرف ديگر دعاهاى قبل از وقت نيز تاءثير خاصى در برآورده شدن حاجات و رسيدن به امور مهم دارد؛ اين دعا تاءثير زيادى در سلامتى و دورى از آفات دينى و دنيايى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نيكيها دارد.
9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهايى را كه در اين شب وارد شده به مقدار حال و توانايى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و يازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعايى را كه پيامبر صل الله عليه و آله بعد از اين نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگيرد. در روايت آمده است كسى كه چنين عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت يك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آينده محفوظ خواهد بود.
10- مستحب است كه روز سوم را روزه بگيرد. در روايت آمده است : حضرت يوسف عليه السلام در اين روز از چاه خارج شد. و اگر كسى اين روز را روزه بگيرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختيها را بر او آسان مى نمايد.
11- روايت شده است : مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگيرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روايت مخصوص داريم ، اما احتياط اين است كه روز عاشورا را روزه نگيرد ولى از خوردن و آشاميدن تا عصر خوددارى نمايد و آنگاه چيزى بخورد يا بياشامد؛ به جهت اين كه امام حسين عليه السلام و ياران حضرت در عصر از غصه هاى اين دنياى پست رهايى يافتند.
12- از كارهايى مثل سرمه كشيدن و غير آن ، بهتر است پرهيز شود.
13- مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پيش قبر امام حسين عليه السلام بماند.
14- از شيخ مفيد رحمة اللّه روايت شده است كه شب بيست و يكم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه عليه السلام است و به همين جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.
15- مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذيرد.(3)
3- - ترجمه المراقبات .


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

دل مي تپد براي حسين(ع)
87/10/03  |  11:8

محرم آمد و دل مي تپد براي حسين

شعار بزم سخن نام دلگشاي حسين


عروج پاک حسين است افتخار زمان

و جادوانه ترين عشق با نداي حسين


نماز عشق چه شيرين و باشکوه بود

اگر چه غرق به خون است دست‌هاي حسين


شنيد نغمه ي تکبير جبرئيل حزين

به سجده گاه ادب گشت همصداي حسين


ز بردباري خورشيد بسي عجيب باشد

که ذره، ذره نگرديد در عزاي حسين


صداي شبنم مهتاب با نسيم سحر

ز شوق بوسه بباريد بر لقاي حسين


ستاره ها همه خاموش در حريم سپهر

ز آه ناله ي طفلان و اقرباي حسين


مرام راه حسين است درس مکتب ما

به عاشقان وفادار بر ولاي حسين


درود بر همه ي شاهدان و جان بازان

علي الخصوص بر سقاي با وفاي حسين


بهانه شمع بود صادقانه پروانه

کند به شيوه عشاق جان فداي حسين


حسين سرچشمه مهر و وفا بود

و نور ديدگان مصطفي بود


و آن گنجينه شهر مدينه

نصيب خاک پاک کربلا بود

"پروانه بياباني، شاعر اهل تسنن"



 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

 
 
 
 
 
هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ(بدون دخل و تصرف)برای همگان آزاد است.